
ملانصرالدین رفت بالای منبر، شروع کرد به صحبت کردن در مورد نجسی و پاکی.. یکی از حضار سؤال کرد: جناب ملا، اگر بچه، روی فرش منزل کار خرابی کنه،چه طور فرش رو آب بکشیم که اون قسمت پاک بشه؟
جناب ملا با اعتماد به نفس فرمودند: با آب کشیدن پاک نمیشه!! باید اون قسمت از فرش رو ببرید و دور بیاندازید.!!
شب که جناب ملا به منزل برگشتند، دیدند که فرش منزلشون به اندازه یک دایره بریده شده! با تعجب به خانم گفتند: چی شده؟ چرا فرش رو بریدی؟!
خانم فرمودند: خودت امشب گفتی اگه بچه کار خرابی کرد باید اون قسمت فرش رو ببریم. من هم که توی مسجد بودم و حرفت رو شنیدم، وقتی برگشتم خونه و دیدم بچه این جا رو نجس کرده، مجبور شدم فرش رو این طوری ببرم..!!
جناب ملا فرمودند: زن، من اون حرف رو واسه مردم زدم، واسه خودمون نگفتم که تو برداشتی فرش بینوا رو به این روزگار انداختی!!!!
پی نوشت اول: جدیداً چه قدر ملانصرالدین زیاد شده..!! هر کاری میکنم بعضی از این ها رو باور کنم، نمی تونم و یاد ملانصرالدین می افتم و میگم نکنه این هم فقط واسه ما میگه؟؟!!!!
پی نوشت دوم: یاد این سخن افتادم که: آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند.. یعنی به نظر شما این ملانصرالدین ها این سخن رو نشنیدند؟!!
پی نوشت سوم: سپاس فراوان از دقت نظر دوست ادیب و ارجمندم مازیار خان گل، دوست خوب و مهربانم آقای خوشبخت و دوست خوبی که با نام "دوست" برام کامنت میگذارند.. چون این دوستان گل، متوجه عوض شدن شعر کنار وبلاگ شده بودند..
پی نوشت چهارم: شرمنده که باز هم طولانی شد.. بقیه ش بمونه واسه پست بعد....
